سازساز کارش ساختن ساز بود.
سازساز ولی ساز زدن بلد نبود.
اگر همه ی ساززن ها ساز که میدیدند موسیقی بود که میشنیدند،
سازساز با دیدن ساز هیچ نمیشنید.
سازساز
اما،
ساز شکسته ای که میدید
صدایش را میشنید.
برای سازساز
ساز شکسته
آهنگ داشت
قصه داشت.
سازساز ولی ساز زدن بلد نبود.
اگر همه ی ساززن ها ساز که میدیدند موسیقی بود که میشنیدند،
سازساز با دیدن ساز هیچ نمیشنید.
سازساز
اما،
ساز شکسته ای که میدید
صدایش را میشنید.
برای سازساز
ساز شکسته
آهنگ داشت
قصه داشت.
No comments:
Post a Comment