Tuesday, July 31, 2012

like making my own tea

خاک می‎کنیم و
سنگ می‎زنیم و
آب می‎ریزیم و
گل می‎گذاریم و
همین‎طور یک سال می‎شود،
به همین سادگی
به همین مسخرگی
به همین تازگی
یک سال می‎شود.

Sunday, July 29, 2012

all so clear, the morning after the rain

گاهی هم بد نیست همین‎طوری
برای تنوع
فقط برای اینکه زیادی بهمان خوش نگذرد
بدانیم چمان است.

- نوشته شده بعد از یک هفته خواب و ۴۱ ساعت بیداری

Saturday, July 28, 2012

all so clear, the morning after the rain

گاهی هم بد نیست همین‎طوری
برای تنوع
فقط برای اینکه زیادی بهمان خوش نگذرد
بدانیم چمان است.

- نوشته شده بعد از یک هفته خواب و ۴۱ ساعت بیداری

Monday, July 23, 2012

catch you hung up

ساعت‎ها در می‎مانند در حفظ لحظه‎ها
دیوارها بهترند
دیوارهایی که همیشه جایی در تاریخ جا می‎مانند.

Friday, July 6, 2012

:)

نوشتن درد می‎خواهد
مدتیست که نیست
سو سوو می*.
*so sue me

Tuesday, July 3, 2012

... and don't even remember what week it was

داری بهترین هفته‎ی عمرت را سپری می‎کنی
و می‎دانی که داری بهترین هفته‎ی عمرت را سپری می‎کنی
و همچنان بهترین هفته‎ی عمرت را سپری می‎کنی.