Saturday, March 31, 2012

I got something I don't know

هیچ می‎دانستی آخرین چیزی که از یک خانه می‎رود چراغ است؟
و خنده دار
اولین چیزی که رفت هم چراغ بود.
همه چیز تجربه کنی
خالی کردن خانه
نه.

Sunday, March 25, 2012

The ruin of many a poor boy

و تو چه به تنهایی بار آدم‎های بسیاری را می‎کشی 
برای من.

Saturday, March 24, 2012

used to live alone

خیال آدم راحت نمی‎شود،
حتی وقتی خبر دارد که خوبی.
خیال آدم خیال پرداز
بیشتر از خبر
بیشتر از صدا
یار پل می‎خواهد.

more

شب‎ها تمام نمی‎شوند.
راه می‎رویم
فکر می‎کنیم
دروغ می‎گوییم
فکر می‎کنیم
مشت می‎زنیم
سعی می‎کنیم فکر نکنیم
صدای آهنگ را زیاد می‎کنیم
کتاب می‎خوانیم
فکر نمی‎کنیم
خسته می‎شویم
و باز
شب‎ها تمام نمی‎شوند.

Tuesday, March 20, 2012

-

سال ۹۰، می‎خواهی روراست باشم؟
تو از من عزیز گرفتی،
آن‎قدر سرد و آن‎قدر ناگهان و آن‎قدر بی‎رحم.
انتظار نداشته باش برای رفتنت گریه کنم
یا برای آمدن یکی مثل خودت شادی.
من با بهار یک ایمیل فاصله دارم.
هر سال را با تولد یک دوست تمام می‎کنم.
و با تولد یک دوست آغاز.
ماه‎ها برای من آدم‎ها هستند،
روزها، خاطره‎ها.
آدم‎هایی مثل من
هر چقدر هم که تکه‎هایشان از آنها دور باشند،
هر چقدر هم که فراموش‎کار،
هر چقدر هم که گیج،
آدم‎هایی مثل من دیگر تقویم نمی‎خواهند.

Thursday, March 15, 2012

Oh brother I can't get through

جای خالی،
گاهی می‎شود سکته‎ی وسط یک جمله
وقتی که همیشه سه تایی از گذشته تعریف می‎کردند.
همیشه.
تا همین اواخر.

culo mulo

عادت این‎که کسی باشد که تو هیچ‎وقت بنزین نزده باشی
عادت این‎که تونل رسالت همیشه ترافیک باشد
عادت این‎که اسم کوچه‎های جردن پریچهر و عطیه و شیرین و من باشد
عادت این‎که دیشب که دیگر باران نیامد،
بی صدا،
خوابت نبرد.

welcome to wherever you are

یا خیلی هنرمند بود در ساختن دوست از مزخرف ترین آدم‎هایی که می‎شناخت
یا مزخرف بود در تخمین آدم‎ها در برخوردهای اول.

Wednesday, March 14, 2012

حوض نقاشی

درد نفهمیده شدن داشت.
وقتی می‎مرد به ۲۴ زبان حرف می‎زد.

درد داشت که مرد.

just the lucky kind

تسلی را می‎توانی از لبخند یک غریبه بگیری
یا از یک هوای خنک پاییزی
گاهی ولی
می‎خواهی کسی باشد
که نیست.

wearing the inside out

- عاشق هم بشوی همین را می‎گویی؟
- عاشق هم هستم که همین را می‎گویم.

argue

همه چیز خاک بگیرد
میز
دوست
خانه
خاطره،
فقط
جاده خاک نگیرد.

Tuesday, March 13, 2012

people on streets

هر روز
با زبان،
با کلمات،
با نگاه،
با صدا،
با گفتن،
با نگفتن،
با هر چیزی که داریم،
و گاهی شاید حتی با چیزهایی که نداریم،
می گوییم و می گویند
و باز نمی‎فهمیم چه می‎گویند
و نمی‎فهمند چه می‎گوییم
پاییزها سخت‎تر هم می‎شود انگار.

Joining the millions before me

آخر سال است
می‎نشینم به تمیز کردن درفت‎ها
۲۷۶
این چند روز شاید برای چند سال حرف بزنم
ندید بگیرید.

Monday, March 12, 2012

hasta q te encontre

حال
این هواست
و بس.

Saturday, March 10, 2012

one way. or another.

هر چقدر هم که ترافیک شب عید باشد و
گل باشد و
آفتاب باشد و
مسافر باشد و
.
.
.
هنوز
هنوز 
هنوز
زمستان است.

Sunday, March 4, 2012

Lonely nights and all too familiar sights

آدم‎ها از فکر کردن که خسته می‎شوند خودشان را غرق می‎کنند 
در کار
در درس 
در روزمرگی زندگی 
در کتاب
گاهی هم خیلی ساده‎تر
در آب.